X
تبلیغات
نماشا
رایتل

چهارشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1389

توسط: شهرزاد درویش

نظرات (8)

چاپ

ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید

 

با گزیده‌ای از بهاریه فرخی سیستانی آمدن بهار را به دوستان گرامی شادباش می‌گویم و سال خوشی را برای همه مردمان ایران زمین آرزو می‌کنم.  

 

ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید / کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید 

کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید / تو لختی صبر کن چندان، که قمری بر چنار آید 

چو اندر باغ بلبل،‌ به دیدار بهار آید / تو را مهمان ناخوانده به روزی صد هزار آید  

کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید / چنان دانی که هر کس را همی زو بوی یار آید 

بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی 

مــلک را در جهـــان هــر روز جشنی باد و نوروزی 

کنون در زیر هر گلبن، قِنینه در نماز آید / نبیند کس که از خنده دهان گل فراز آید  

ز هر بادی که برخیزد گلی با می به راز آید / به چشم عاشق از می تا به می عمری دراز آید 

به گوش آواز هر مرغی، البف و طبع ساز آید / به دست می ز شادی هر  زمان بانگ جواز آید 

هوا خوش گردد و بر کوه برف اندر گداز آید / علم‌های بهاری از نشیبی بر فراز آید  

بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی 

مــلک را در جهـــان هــر روز جشنی باد و نوروزی  

زمین از خرمی گویی، گشاده آسمانستی / گشاده آسمان گویی، شکفته بوستانستی 

به صحرا لاله پنداری ز بیجاده دهانستی / درخت سبز را گویی هزار آوا زبانستی  

به شب در باغ گویی گل، چراغ باغبانستی / ستاک نسترن گویی بت لاغر میانستی 

درخت سیب را گویی، ز دیبا طیلسانستی / جهان گویی همه پر وَشّی و پر پرنیانستی 

بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی 

مــلک را در جهـــان هــر روز جشنی باد و نوروزی  

نبینی باغ را کز گل، چگونه خوب و دلبر شد / نبینی راغ را کز لاله چون زیبا و در خور شد 

زمین از نقش گوناگون چون دیبای ششتر شد / هزار آوای مست اینک، به شغل خویشتن در شد 

تَذَرو جفت گم کرده کنون با جفت همبر شد / جهان چون خانه بتگر شد و نوروز بتگر شد 

ز هر بیغوله و باغی، نوای مطربی بر شد / دگر باید شدن ما را کنون کافاق دیگر شد 

بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی 

مــلک را در جهـــان هــر روز جشنی باد و نوروزی